امروز دوباره از اون روزا بود! الآن سه روزه که در دویچه وله کارآموزی می کنم. ساختمان دویچه وله برای خونۀ ما کمی بد مسیره، یعنی با ماشین فقط نیم ساعت راهه ولی با وسیلۀ عمومی یک ساعت و نیم! خلاصه من با شوهرم صحبت کردم و قرار شد که من صبحا اول اونو سر کار برسونم بعد خودم برم سر کار. از اونجایی که شوهر من یه شکم قلمبه ای در آورده و ازین مسئله اصلآ راضی نیست، تصمیم گرفن که ازین موقعیت استفاده کنه و بقول خودش یه تکونی به خودش بده و با دوچرخه بره سر کار. منم که از خدا خواسته.
شب, دوشنبه یهو طبق معمول نگرانی ها هجوم آوردند، یکی از اون هم این بود که اصلآ مینا تو اونجا جا پارک پیدا میکنی؟! با شوهرم که در میون گذاشتم، خیلی خونسرد گفت که خوب فردا صبح تلفن کن و بپرس. دوشنبه صبح زنگ زدم به خانوم هوفمن:
- الو ببخشید من فلانی هستم (خجالت)، خواستم بپرسم که آیا ساختمان پارکینگ داره؟ (شرمنده) و آیا من اجازۀ استفاده از پارکینگ رو دارم؟“(رنگ برنگ)
- من خودم ماشین ندارم! (سرد) شما باید خودتون دنبال جا پارک بگردید. خوتون می دونید!
- (در حال آب شدن) ممنونم(نمی دونم چرا؟). خیلی ممنونم از شما(!!!). تا بعد.
گوشی رو گذاشتم و تصمیم گرفتم که دلو به دریا بزنم و برم دنبال جا پارک. بر خلاف انتظارم خیلی راحت یه جایی پیدا کردم و روز بعدم همونجا پارک کردم.امروز صبح از هنوز تو خواب و بیداری بودم که شوهرم در اتاق خابو باز کرد و گفت داره بد جوری بارون میاد میشه اول منو برسونی بعدش بری سر کار؟ گفتم بله البته!
پس از راه بندون عجیبی که پشت سر گذاشتیم، من راهی مسیر کارم شدم، ولی جای پارکم با یک میله بسته شده بود! خوب تصمیم گرفتم که یک دوری بزنم و دنبال جای دیگری بگردم. هی بچرخ و هی بچرخ خبری نبود که نبود. یک بارم یک جایی پیدا کردم که تا بخوام دور بزنم، جا پر شده بود! دوباره بچرخ و بچرخ . خلاصه دردسرتون ندم ، بعد از یک ساعت و نیم گشتن، یک جایی پارک کردم که اصلا نمیدونم اجازه داشتم یا نه! حالا دلم داره تاپ توپ می کنه که سر ماشینم چی اومه؟
ژانویه 28, 2008
جای پارک!
3 دیدگاه »
خوراک آراِساِس دیدگاههای این نوشته. شناساگر دنبالک
سلام.
راستی منم نگران شدم.ماشینتو سالم پیدا کردی؟
دیدگاه توسط دوشیزه شین — ژوئیه 24, 2008 @ 4:43 ق.ظ. |
بله و بدون برگ جریمه! ممنونم از حس همدردیت.
دیدگاه توسط zeytooon — ژوئیه 24, 2008 @ 10:39 ق.ظ. |
سلام
من مونترال زندگی می کنم و راه محل کارم همین طوری بد مسیره ولی خیلی دوست داشتم می شد با دوچرخه برم سر کار! خوش باشی
دیدگاه توسط Me, myself & I — اوت 11, 2008 @ 1:50 ق.ظ. |