من در آلمان

دسامبر 4, 2007

ما ایرونیا !?Oder

دسته: Uncategorized — zeytooon @ 8:07 ب.ظ

یکشنبه داشتم  تو ماشین رادیو گوش می کردم، برنامه  با زبان آلمانی ترکی بود. بعضی از شنوندگان ترک زبان دوست داشتن مطالبشونو به زبان ترکی بگن. توی این فرصت که من هیچی از حرفاشون نمی فهمیدم، طبق معمول رفتم تو فکر. . . ترکها کلی با هم اینجا (آلمان ) همبستگی دارن، یا شاید بهتره بگم نسبت بهم غیرت دارن. ملیت های دیگه هم اکثرا همینطورن،  در  دیار غربت دیدن یه هموطن و همزبون باید خیلی دلنشین باشه.
 پس چرا ما ایرونی ها از همدیگه در میریم؟ همچین  خوشحال نمی شیم که یه ایرونی ما رو ایرونی بشناسه. اول فکر کردم شاید بخاطر غیبت هایی هست که پشت سر هم می کنیم. ولی  تغریبا همه ی کشورهای جنوبی این غیبت ها کردن ها رو دارن و از همدیگه هم در نمی رن.
 شاید بخاطر اوضاع سیاسی مونه؟ آره؟!
هر کدوممون به یه دلیلی اومدیم آلمان و اغلب بدون تمایل واقعی! یکی توده ای بوده، یکی سمپات فدایی های اکثریت بوده، یکی اقلیتی. یکی هیچکدوم ازینا نبوده، فضای خفقان آور و بیکاری مهاجرش کرده و اینجا برای دادگاه یه دلیلی تراشیده، ازین که سیاسی بودم و دنبالم بودن تا اینکه می خواستم دینمو عوض کنم یا اینکه همجنس باز بودم.
و معلومه که  دوست نداریم راجب پیشینمون با هر کی حرف بزنیم. هر ایرونی هم که مارو میبینه خودش این داستانا رو از بره. شاید یه آمیزه ای از خجالت و ترس و بی اعتمادی ما رو دور می کنه از همدیگه. میگم بی اعتمادی چون طی سالهایی که بعد از انقلاب زندگی کردیم یاد گرفتیم و یادمون دادن که همیشه یه چیزا یی رو نگیم. نگیم که با فامیلامون دیشب عرق خوردیم. نگیم که بابامون نماز نمی خونه. نگیم داییمون آمریکاست. تو هر جمع جدیدی از مدرسه گرفته تا سر کار، اول آدمارو تحت نظر بگیریم و ارزیابی کنیم که خودین یا از اونان. خوب اینا همش پس ذهنمونه، پس بابا به ایییین همه دردسرش نمی ارزه، بی خیال بشیم راحت تره. پشتمونو کنیم به همدیگه و وانمود کنیم که همو نشتاختیم، !?Oder 

سلام جهان، سلام من ایرونی، سلام تو آلمانی. یا برعکس!

دسته: Uncategorized — zeytooon @ 1:41 ق.ظ

اگه یادم رفت به کسی سلام کنم خودش برام پیام بذاره تا از خجالتش درآم!

وبلاگ روی وردپرس.کام.